|
صدا کنم؟ سکوت !
ای آبها به کجا میروید چرا فکر میکنید با رود شدن و
فرار از گذشته و چشم بستن به آینده آزاد و رهایید؟
این جوی شما را آنجا که میخواهد میبرد نه برای اینکه
شما به دریا متصل شوید و شما دریایی شوید بلکه برای
اینکه دریا بزرگ تر شود ودریا خشک نشود، برای اینکه
دریا اسطوره بماند، برای اینکه با شور خود رکود دریای
خود خواه را سرپوش باشید، تا موج بسازید، تا شاید گفتند
دریا خشم و خروش و شادی دارد.
آری چشمهامان را ببندیم و دوباره باز کنیم دریا اگر دیروز
آن بود امروز این است، دنیا اگر امروز این است فردا آن
خواهد بود چشمهامان را ببندیم و دوباره باز کنیم و
از نو ببینیم.
بیایید این بار دریا را کوچک ببینیم، بیایید این بار دریا را
خودخواه ببینیم، این بار دریا را ساکت و آرام از نخوت
ببینیم. این است چون من فکر می کنم پس اگر من
فکر نکنم نیست است!
Finish & any |