تبليغاتX
بی تو
بی تو

برای پر شدن لحظه لحظه زندگی ام !


باید یا نباید؟

همه را از اطرافم خالی می بینم نمی دانم آیا خودم می خواهم

 یا همه اینگونه می خواهند، دیگر نمی دانم چه می خواهم

 چه نمی خواهم، نمی دانم باید تکیه کرد بر چیزی یا بر هیچ

تکیه زد، نمی دانم باید به دنبال نور باشم یا به دنبال کلید یک نور

 برای خاموشی تک پرتو های نور، نمی دانم باید به دنبال آنچه

 نیست باشم یا آنچه هست را نبینم، نمی دانم باید یا نباید،

 نمی دانم که آیا نمی دانم یا نمی خواهم بدانم و یا شاید می دانم

 و نمی خواهم بدانم که می دانم، اگر اطرافم پر از هیچ است

 پس من که سرم به زیر است این سایه ها چیست، شاید باید

 بگویم همه جا باید سایه باشد این غیر سایه ها چیست. دیگر

نمی دانم باید چه بگویم و چه نگویم دیگر نمی دانم آیا باید یا نباید

 با خودم حرف بزنم، اصلا خود را باید هست بدانم که با خود حرف

 بزنم و یا اینکه خود را نیست بدانم و با نیستی سخن بگویم نمی دانم

 صفر را ببینم یا یک ها را نبینم  یا اینکه ده ها را ببینم ولی اگر

 ده ها را ببینم باید 2 های دروغگو را نیز ببینم شاید هیچ نیز پر

از دو باشد ولی هیچ من باید پر از هیچ باشد و فقط هیچ حق

ورود به آن را داشته باشد نمی دانم می گویم چه را؟

آنچه را می خواهم یا آنچه را نمی خواهم باید خودم را خالی کنم

 می دانم پر شده ام از آنچه نمی خواهم و شاید آنچه می خواهم

 و دستانم کوتاه است و باید بیرون بریزم هر آنچه مرا پر کرده.

پر، خالی، شدن، بودن، نیستن، ناهشیاری، سبک سر، فرار،

 پرتاب، صدا، صنمی هست چرا؟ چرا شما بوسه ها هستید؟

 چراغ ها روشن یا خاموش ، شب یا صبح، سپیده دم یا غروب، لب

مرزها یا خود مرزها، ویا شاید آنور خط، اینبار نور صدا می زند و

فریاد دیده می شود من فریادم را نمی شنوم ولی می بینم

من دنیا را می شنوم!!

یکشنبه پانزدهم دی 1387 |



من میثم شمسی
روزگاری هیچ بودم
به دنبال هیچم
نیستی منتظرم باش...

nashenas8631@yahoo.com

قدرت!
درد درد، عجب لذتی!
ایست!!!
آینده یک نور!
بعد از ثبت خاطراتی سرد!
چه ؟به تو چه!
قلم!
آماده ی سفرم!
باید یا نباید؟

RSS 2.0
JavaScript Codes


Designed By ParsTheme