تبليغاتX
بی تو
بی تو

برای پر شدن لحظه لحظه زندگی ام !


بعد از ثبت خاطراتی سرد!

نمی خواهم انچه را که می خواهند! ولی می خواهند آنچه را که نمی خواهم!

 فرار می کنم از آنچه در آنم! صدایت را باز می خواهم! هوای تو دارد دل من نمی خواهم

 این همه را من فقط تو ام و به دنبال تو راهت را گم کرده ام چشمانت را فراموش کرده ام

 ولی می دانم جز تو نیست در این نیستی من ! اگر دلش را نمی شکنم چون تو

 می خواهی اگر پا روی خودم و خودت می گذارم چون تو می خواهی فریاد تو به

یادم می آد که گم کن خودت را در خودت!

دوشنبه دوم شهریور 1388 |



من میثم شمسی
روزگاری هیچ بودم
به دنبال هیچم
نیستی منتظرم باش...

nashenas8631@yahoo.com

قدرت!
درد درد، عجب لذتی!
ایست!!!
آینده یک نور!
بعد از ثبت خاطراتی سرد!
چه ؟به تو چه!
قلم!
آماده ی سفرم!
باید یا نباید؟

RSS 2.0
JavaScript Codes


Designed By ParsTheme